السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

259

مصنفات مير داماد

بعضي افعال از أو به حسب إرادهء أو وجهد أو صادر شود . وظاهر شد كه فائدهء تكليف وامر ونهى ومدح وذمّ وثواب وعقاب آن است كه أو را شوقى انگيخته شود به طلب كمالى كه آن شوق مبدأ إرادهء أو باشد ، وآن إرادة باعث أو بر طلب وجهد وسعى كردن در آن . ودانسته آمد كه وجود أو وقوى وافعال إرادى وغير إرادى أو در سلسلهء معلولات واجب الوجود ، تعالى أسماؤه ، مرتّب ومنظّم است ، وبه سبب قوّتهاى أو افعال أو را به تقدير إلهي ومشيّت أو بر آن جمله كه قضا وقدر أو اقتضا كرده است . پس اگر كسى به سبب آنكه صدور فعل إرادى انسان از قدرت وإرادهء أو بر سبيل وجوب است ، أو را مجبور خوانند وسلب اختيار كنند از أو ، يا به سبب آنكه اين افعال در سلسلهء معلولات مستند است به علّت أولى ، گويند فعل خداى تعالى است ، بعد از وضوح معنى ، در عبارت مضايقتى نيست ؛ امّا اگر گويند : اين افعال تا ربع قدرت وإرادهء انساني نيست وفعل خدا است بىواسطهء أسباب وتكليف وامر ونهى ، وجهد وسعى مردم را در آن تأثيرى نيست ، حاشا وكلّا . اين اعتقاد مخالف حق است ، وبا وجود ، غير مطابق . وآنچه بعضي گويند : چون خداى تعالى پيش از خلق مردم دانست كه مردم چه خواهند كرد ، خلاف آن نتوانند كرد ، واين جبر باشد . در جواب به معارضه گوئيم : همچنان كه افعال مردم را پيش از ايشان دانست ، به اعتراف تو ، افعال خود را پيش از آفرينش آن‌هم دانست ، پس أو را تعالى هم جبر لازم آيد . وهرچه جواب تست در افعال أو تعالى ، جواب ماست در افعال مردم . وآنچه تحقيق است در اين موضع ، آنست كه علم أو تعالى هرچند موجب فعل معيّن باشد كه سبب قريب اين فعل قدرت وإرادت شخص باشد ، منافي اختيار آن شخص نباشد ، چنان كه بيانش در فصل ششم گفته آمد . وآنچه گويند : در جهد چه فائده ؟ اگر خداى تعالى كسى را چيزى تقدير كرده باشد ، اگر جهد نكند لا محاله به أو رسد ، واگر تقدير نكرده باشد وأو بسيار جهد كند به أو نرسد ، جواب آن‌هم از آنچه گذشت معلوم شود . وآنچه خداى تعالى تقدير چنان كرده باشد كه به توسّط جهد حاصل شود ، آن‌كس را كه جهد نكند حاصل